تبليغاتX
از محبت خارها گل می شود ::. خانواده ونقش آن در ابراز محبت ومهرورزی .::

خانواده ونقش آن در ابراز محبت ومهرورزی

: درباره وبلاگ

 

لااله الاالله محمد رسول الله
این وبلاگ در جهت جنبش نرم افزاری و پاسخ به پرسش مهر ریاست جمهور جناب آقای دکتر محمود احمدی نزاد تهیه شده است امید است دریچه ای درجهت رشد خودم و خانواده هاو معلمین وتمام دانش آموزان باشد وامید انکه وحدت وهمبستگی از خانوادهها شروع وبه تمام کره زمین گسترش یابد


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

 

: پیوندها

 

خانواده موفق و خانواده ناموفق
مرجع مقالات فارسی
کتابخانه مجازی
پزوهشگاه اطلاعات علمی ایران
فصلنامه پزوهش در مسائل تعلیم وتربیت
نشریات ایرانی
روزنامه جام جم
روزنامه ایران
تماس با مدیر وبلاگ
رزیم درمانی مقالات
رزیم درمانی
با علم، غذاها خوشمزه تر مي شوند
احمدی نژاد
همشهری آنلاین
گروه خانواده
ایران
خانواده سبز
لينك هاي عمومي آموزش و پرورش
منادی
مرکز اطلاع رسانی امام مهدی( عج)
فاطمه
جایگاه محبت و مهروزی در سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع)
محبت دوست
مهر ومحبت در خانواده
.
فهرست
مرکز تحقیقات معلمان اصفهان
سازمان آموزش وپرورش یزد
وبلاگهای علمی
.:: قالب های رایگان ::.

 

< : آرشیو موضوعی

 
میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگوی فضیلت و پاکی
ضرورت مشورت در خانواده
عید قربان بر همگان مبارک
چنان سـر كن اى دوست با نيك و بد كه باشـد ز تـو نيك و بد در امـان
فوت وفن زندگی
اندرزهاي ارزشمند لقمان به فرزندش
معيار اصولي و متناسب براي ازدواج
وظيفه و نقش پدر
وصيت‌ امام‌ علي‌ (ع)بـه‌ فرزندش‌ امام‌ حسن‌(ع)
چگونه اعتماد به نفس نوجوانان را بالا ببریم .
 
 

< : سخن روز

 
 

: موسیقی

 

   

: جستجوگر

 





جستجو در Google  

 
 

: تبادل لوگو

 
 سایت آموزش ایرانیان









 
 

: لینک باکس

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگوی فضیلت و پاکی
رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم با عده‏ای از اصحاب در ابطح نشسته بودند که ناگهان جبرئیل فرود آمد و بال‌های خود را گشود، به‌طوری که شرق و غرب را فرا گرفت. سپس رسول خدا را صدا کرد که « یا محمد، خدای تعالی تو را سلام می‏رساند و امر می‏فرماید که از خدیجه چهل روز کناره بگیر.»
این امر برای پیامبر به دلیل محبت زیادی که به خدیجه داشت، سخت بود، ولی دستور خدا را اطاعت کرد و از خدیجه کناره گرفت. روزها روزه بود و شب‌ها به عبادت مشغول می‌شد. پیامبر، عمار یاسر را به خدمت خدیجه فرستاد که به او بگو:
«ای خدیجه، چنین نپنداری که دوری من از تو به علت ناراحتی یا خشم من از توست؛این فرمان خدای تعالی است. ای خدیجه، خیال بد نکن و دلت روشن باشد؛ چرا که خدای تعالی هر روز چندین بار در برابر ملائکه اش، به وجود تو مباهات می‏کند . شب‌ها در خانه را ببند و به بستر خود برو. من هم در منزل فاطمه بنت اسد (مادر علی) هستم».



خدیجه سلام الله علیها هر روز از دوری رسول خدا غصه‌دار بود تا سرانجام، آن چهل روز به پایان رسید و جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید برای تحفه‏ای از جانبش آماده باش.» رسول خدا فرمود: « ای جبرئیل، تحفه خدای عالمیان چیست»؟
عرض کرد:« نمی‏دانم.» ناگهان میکائیل* با طبقی پوشیده با سندس (استبرق) فرود آمد و آن را پیش روی مبارک حضرت گذاشت.
جبرئیل پیش آمد و عرض کرد: «خدای تعالی فرمان داده است که امشب افطار خود را از این طعام قرار دهی».
امیرالمؤمنین در روایتی می‏فرماید: « رسول خدا هر وقت افطار می‏فرمود، دستور می‏داد در را باز بگذارند تا هر که می‏خواهد وارد شود. اما آن شب فرمود «ای علی، این طعام بر غیر من حرام است.» و به من امر کرد به کسی اجازه ورود ندهم. من کنار در خانه نشستم. رسول خدا پارچه را از روی غذا برداشتند.خوشه‏ای از خرما و خوشه‌ای از انگور بهشتی بود. رسول خدا آن غذا را به طور کامل میل کرد و آب خورد.سپس جبرئیل بر دست مبارکش آب ریخت و میکائیل آن را شست و اسرافیل خشک کرد و آنچه از غذا مانده بود به آسمان بالا رفت.

رسول خدا برای نماز نافله برخاست، که جبرئیل پیش آمد و عرض کرد اکنون تا وقتی به نزد خدیجه نرفته‌ای، نماز برای تو حرام است؛ زیرا خدای تعالی قسم یاد کرده که امشب از صلب تو نسلی پاک بیافریند. پس رسول خدا از جا برخاست و به طرف منزل رفت.
خدیجه‏ علیهاسلام در روایتی درباره‌ی آن شب می‌فرماید: « من دیگر به تنهایی خو گرفته بودم، شب‌ها سر خود را می‏پوشاندم، پرده‏ها را می‏انداختم، در را می‏بستم، نماز خود را می‏خواندم، چراغ را خاموش می‌کردم و به رختخواب می‏رفتم. آن شب هنوز خوابم نبرده بود که شنیدم کسی در می‌زند. با خود گفتم فقط محمد این‌گونه در می‌زند. پرسیدم«کیست؟» رسول خدا با لحن لطیف همیشگی‌اش فرمود: «باز کن، خدیجه! منم، محمد.»
با شادی تمام بلند شدم و در را باز کردم. رسول خدا وارد شد.

  • میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .
| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
ضرورت مشورت در خانواده
در فرايند پيوند زناشويي قول و قرارهايي که قسمتي کتبي و رسمي ، و بخشي ضمني و اخلاقي است، گذاشته مي شود. مواردي که براي دختر و پسر در زمان عقد مطرح است و براساس آن زندگي مشترک آغاز مي گردد؛ عبارت اند از :

- زن و مرد در زمان عقد به هم دست بيعت داده و تعهد نموده اند که با وحدت و يگانگي زندگي شادي را تا پايان حيات بگذرانند و در اين راه بکوشند.

- آنها تعهد کرده اند براي مصالح مشترک تلاش کنند، در جهت تأمين منافع خانواده بکوشند و در غم و شادي يکديگر شريک باشند.

- احترام و حقوق يکديگر را رعايت کنند و از هرگونه رفتار و کرداري که به محبت و الفت آنان لطمه بزند خودداري نمايند.

- در سلامتي و بيماري و گرفتاري ها به يکديگر کمک کنند و يار و ياور يکديگر باشند.

- فرزندان خود را در کمال دقت و سعي و کوشش بپرورانند و در تعليم و تربيت آنان حداکثر اهتمام را مبذول دارند.

- در تمام امور با يکديگر صادق و صميمي باشند.

از آنجا که در هر مؤسسه يا نهادي يک نفر بايد مسئوليت را به عهده بگيرد ، بنابراين فردي به عنوان رئيس خانواده انتخاب مي شود. در جامعه ايراني اين سِمـَت به مرد واگذار شده است. رئيس خانواده بايد طوري عمل کند که محيط خانواده به محيط تفاهم ، تعاون و همکاري تبديل شود؛ رفتارها، انديشه ها و موضع گيري ها براساس صفا و اخلاص باشد.

و نيز شرايطي فراهم گردد که فرزندان از نظر جسمي و فکري رشد کنند و افرادي مفيد و مؤثر بار آيند. از جمله موضوعي که مي تواند محيط خانواده را از نظر رشد و تکامل و شرايط انساني محيطي مناسب سازد، مسئله شور و مشورت و صلاحديد از افراد خانه در امور مختلف زندگي است.

ضرورت مشورت در خانواده



از آنجا که شوهر به عنوان رئيس خانواده برگزيده شده، بر ساير اعضاي خانواده ولايت دارد. ممکن است او چنين احساس کند که مي تواند هر کاري بخواهد بدون نظر ديگران در خانه انجام دهد. گاه ممکن است زن براي قدرت نمايي مرد را کنار بزند و زمام زندگي را به دست بگيرد و هر طور بخواهد عمل کند. در هر دو حالت ، خط مشي نامناسب است و اعضاي خانواده احساس تعلق و مشارکت در زندگي نمي کنند. مشي صحيح آن است که چون اعضاي خانواده سرنوشت مشترک دارند، کلاً بايد در امور زندگي دخالت داده شوند؛ و کارها با شور و مشورت، صلاحديد و توافق انجام گيرد. در اين صورت همه اعضاي خانواده همکاري خواهند نمود و کليه امور از روي نظم و دلسوزي انجام خواهد گرفت. عدم توجه به نظر افراد خانواده، آنان را در انجام کارها بي اراده و متکي بار مي آورد و اين نوع رفتار سبب اهانت و جريحه دار شدن احساس، ادراک و عواطف آنان خواهد شد. در نتيجه شرايط لازم براي رشد و پرورش فرزندان فراهم نمي آيد و زندگي شاد و پرتفاهمي به وجود نخواهد آمد.

براي آن که ابعاد شور در خانواده مشخص شود؛ مي توان مشورت اعضا را در ارتباط با يکديگر به چهار دسته تقسيم نمود:

1- مشورت زوجين: اداره امور خانه در حوزه وظايف پدر و مادر است. چنانچه آنها در امور خانه با يکديگر مشورت نکنند، علاوه بر آن که کارها به خوبي انجام نمي گيرد، همکاري نيز انجام نخواهد شد و زندگي نشاط خود را از دست خواهد داد. در مواردي زن بيشتر مي تواند صاحب نظر و کارآمد باشد ، در برخي موارد مرد در رفع مشکل مؤثرتر است. در امور مربوط به خانه داري ، ''زن'' و در رفع معضلات و پيچيدگي هاي زندگي ''مرد'' بهتر عمل مي نمايد؛ ولي شور و همفکري در همه امور ضروري است و علاوه بر آن که راه حل هاي مناسب تري به دست مي دهد ، به علت دخالت در تصميم گيري همکاري بيشتري را موجب مي گردد.

پاره اي از اموري که در خانه بايد با مشورت زوجين انجام گيرد به شرح زير است:

- آموزش و پرورش فرزندان و نحوه برخورد با آنان در انجام تکاليف مدرسه ، نابهنجاري هاي رفتاري و غيره؛

- تزئين و آراستن خانه ؛

- سفرهاي خانوادگي و برنامه هاي تفريحي ؛

- تهيه غذا و برگزاري ميهماني ها و معاشرت ها ؛

- خريد مايحتاج و وسايل خانه ؛

- تهيه لباس و نحوه پوشش و آرايش؛

- و بالاخره برنامه ريزي در کليه امور زندگي.

مشورت در امور خانه بين زن و مرد به اندازه اي در زندگي اهميت دارد که خداوند در قرآن مجيد مسئله زمان از شيرگرفتن بچه را موکول به مشورت و رضايت والدين فرموده است:

فان اَرادَا فـَصالاً عـَن تـَراض مـِنـُهما و تـَشاور فـَلا جـُناح عـَليهما

اگر آن دو( پدر و مادر) با رضايت و مشورت يکديگر تصميم گرفتند؛ کودک را از شير بگيرند اشکالي به رأي آنان نيست. (بقره / 233)



2- مشورت مادر با دختر: در فرايند تربيت ، مسائلي مشترکي بين دختر و پسر وجود دارند که پدر و مادر بايد با توافق هم نسبت به حل آنها اقدام کنند، ولي برخي امور اختصاص به دختران دارد. در اين موارد نزديکترين فرد به دختر مادر است ، که بايد با استفاده از روش هاي تعليم و تربيت و با همفکري و ايجاد رابطه حسنه با دختر او را براي زن و مادر شدن آماده نمايد. بعضي از اين موارد عبارت اند از:

- مسائل مربوط به بلوغ و قاعدگي؛

- مسائل شرعي ويژه دختران و زنان؛

- مسائل مربوط به غسل و طهارت و غيره؛

- رفتار و کردار با افراد محرم و نامحرم

- نحوه برخورد، معاشرت و انجام مراسم و حضور در مجامع مختلف؛

- مسئله خواستگاري و انتخاب همسر؛

- وارد شدن به دنياي زنان و حيات خاص آنان؛

- نحوه پوشش، آرايش و استفاده از زيور آلات و رعايت موازين شرعي در اين موارد؛

- و بالاخره دختر هميشه همراه و همکار مادر است و بايد از او زندگي خانوادگي ، مادري و همسري را فرا گيرد. بنابراين لازم است مادر در نقش يک مشاور و محرم راز و نزديکترين فرد به دختر، او را از کليه ريزه کاري ها و حيات زنان و بانوان مطلع و در اين زمينه او را بصير گرداند.

3- مشورت پدر با پسر: مداخله پدر در مورد مسائل مربوط به پسران بايد به نحوي اعمال گردد که پسر کليه مشکلات خود را بدون هيچ گونه رودربايستي با او در ميان بگذارد. پسران در سن بلوغ کمتر با دختران محشورند، و بايستي از حضور در مجامع مختلط پرهيز کنند. مواردي که پدر بايد از طريق شور و به صورت همفکري و محرم راز، پسر را در جريان قرار دهد عبارت اند از:

- مسائل مربوط به بلوغ و نوجواني؛

- مرحله رشد جنسي و احتلام و بهداشت رواني در اين زمينه ؛

- مسائل شرعي مربوط به غسل و طهارت و غيره؛

- رعايت موارد شرعي در ارتباط با دختران؛

- چگونگي حضور در جلسات ويژه مردان و زنان يا جلسات مختلط و نحوه برخوردها؛

- راهنمايي در مورد مسائل مربوط به ازدواج و کليه مراحل آن و رعايت معيارهاي شرعي؛

- نحوه رفت و آمد در خيابان ها و معاشرت ها و حوادثي که احتمالاً ممکن است پيش پاي او قرار گيرد.

رابطه پدر و پسر بايد طوري باشد که آن دو به عنوان دوست و طرف مشورت و محرم راز، يکديگر را بپذيرند و پسر در تعامل با پدر، شيوه هاي زندگي ويژه مردان را بياموزد و ادامه حيات سالم و صالح را فراگيرد.

لازم به يادآوري است که مادر از طريق پدر به مسائل خاص آنان مطلع خواهد شد و با مشورت يکديگر موجبات رشد و تکامل فرزندان را در زندگي فراهم خواهند ساخت.

4- مشورت کليه اعضاي خانواده: پدر به عنوان رئيس خانواده بايد مسائل را با حضور همه اعضاي خانواده و در محيطي گرم و صميمي مطرح نمايد، و نظر همه اعضا را بخواهد، و شيوه اي اتخاذ کند تا هر موضوعي پس از بحث و کنکاش، منجر به تصميم گيري شود.

مشورت و توجه به نظرات کليه اعضاي خانواده موجب مي شود:

- به شخصيت فرزندان توجه شود و آنان به تفکر در مسائل وادار گردند و از نظر ذهني رشد کنند.

- فرزندان دريابند در همه اعمال و رفتار آزاد نيستند ؛ بلکه بايد در روابط و عملکردها، ديگران را هم به حساب آورند و تن به سازگاري اجتماعي دهند.

- شور و مشورت ، جو خانواده را به صورت محيطي دوستانه در مي آورد، و انس و الفت و نشاط بر آن حاکم مي شود.

- چون در تصميم گيري ها همه سهيمند، بيشتر احساس تعلق به خانواده مي کنند و در رعايت منافع آن دلسوزتر خواهند بود؛ و بدون آنکه تحميلي احساس کنند وظايف و تکاليف خود را انجام خواهند داد.

- چون موضوع از ديدگاه هاي مختلف بررسي مي شود، تصميمات متخذه بهتر و سنجيده تر خواهد بود.

- بحث و بررسي و شور، اعضاي خانواده ، به خصوص فرزندان را از نظر سياسي اجتماعي رشد و تکامل خواهد بخشيد.




منبع : لزوم مشاوره در آستانه ي ازدواج
| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
عید قربان بر همگان مبارک

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
چنان سـر كن اى دوست با نيك و بد كه باشـد ز تـو نيك و بد در امـان

سورة الحجّ (22)
الحميرى عن البزنطى، قال: و سألت الرضا عليه السلام عن قول الله تعالي (ليقضوا تفثهم و ليوفوا نذورهم) قال: تقليم الأظفار، و طرح الوسخ عنك، و الخروج من الإحرام، (و ليطوّفوا بالبيت) طواف الفريضة.

* * *

سوره حجّ (22)
حميري از بزنطي روايت كرده است كه گفت: از حضرت رضا(ع ) درباره آيه (سپس تفث خود را انجام دهند و نذرهاي خويش را أدا كنند) سؤال كردم، فرمود: تفث به معناي گرفتن ناخنها، زدودن چرك و كثافت از خود، و بيرون آمدن از احرام است ، (و بر آن خانه طواف كنند)1 مقصود طواف واجب است 2.

منبع حديث

1- حج / 29.
2- قرب الإسناد 358.

متن حديث

قالَ (عليه السلام): انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ

* * *

فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضايت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن

متن حديث

التواضُعُ ان تُعطى النّاس مِن نَفسِك ما تُحبّ ان يُعطوك مِثلَه

* * *

چنان سـر كن اى دوست با نيك و بد كه باشـد ز تـو نيك و بد در امـان
تـواضع چـنان كن به خـلق خـداى كه خواهـى كنـد خلق با تو چنـان

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
فوت وفن زندگی

فوت وفن زندگی

بازي کنيد

شکرگزار نعمت هاي الهي باشيد

تغذيه مناسب داشته باشيد

دعا کنيد

اشک بريزيد

سکوت کنيد و با صداي ملايم صحبت کنيد

پاکيزه باشيد

باغباني کنيد

نظم را رعايت کنيد

به صداي آواز پرندگان گوش بسپاريد

صادق و رازنگهدار باشيد

طلوع و غروب آفتاب را تماشا کنيد

به کساني که دوستشان داريد ابراز علاقه کنيد

گل ها را ببوييد

همه کائنات را دوست داشته باشيد

به دامان طبيعت برويد

به خود و ديگران احترام بگداريد

ساعت مچي را رها کنيد

مودب و مهربان باشيد

شقيقه هايتان را ماساژ دهيد

به قول هايتان عمل کنيد

موهاي خودرا شانه بزنيد

مشکلات و تشويش هاي خود را بنويسيد

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
اندرزهاي ارزشمند لقمان به فرزندش
اندرزهاي ارزشمند لقمان به فرزندش

 

1- فرزندم هيچكس و هيچ چيز را با خداوند شريك مكن!

2- با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش!

3- بدان كه هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند!

4- نماز را آنگونه كه شايسته است بپادار!

5- اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مكن!

6- در مقابل پيش آمدها شكيبا باش !

7- از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش!

8- با غرور و تكبر با ديگران رفتار مكن!

9- در راه رفتن ميانه رو باش!

10- بر سر ديگران فرياد مكش و آرام سخن بگو!

11- از طريق اسماء و صفات خداوند  او را بخوبي بشناس!

12- به آنچه ديگران را اندرز مي دهي خود پيشتر عمل كن!

13- سخن به اندازه بگو!

14- حق ديگران را به خوبي اداء كن!

15- راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار!

16- به هنگام سختي دوست را آزمايش كن!

17- با سود و زيان دوست را امتحان كن!

18- با بدان و جاهلان همنشيني مكن!

19- با انديشمندان و عالمان همراه باش!

20- در كسب و كار نيك جدّي باش!

21- بر كوتاه فكران و ضعيفان اعتماد مكن!

22- با عاقلان ايماندار مدام مشورت كن!

23- سخن سنجيدۀهمراه با دليل را بيان كن!

24- روزهاي جواني را غنيمت بدان!

25- هم مرد دنيا و هم مرد آخرت باش!

26- ياران و آشنايان را احترام كن!

27- با دوست و دشمن خوش اخلاق باش!

28- وجود پدر و مادر را غنيمت بشمار!

29- معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار!

30- كمتر از درآمدي كه داري خرج كن!

31- در همۀامور ميانه رو باش!

32- گذشت و جوانمردي را پيشه كن!

33- هر چه كه مي تواني با مهمان مهربان باش!

34- در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار!

35- بهداشت و نظافت را هيچگاه فراموش مكن!

36- هيچگاه دوستان و هم كيشان خود را ترك مكن!

37- فرزندانت را دانش و دينداري بياموز!

38- سواركاري و تيراندازي و ... را فراگير! 

39- در هر كاري از دست و پاي راست آغاز كن!

40- با هر كس به اندازۀدرك او سخن بگو!

41- به هنگام سخن متين و آرام باش!

42- به كم گفتن و كم خوردن و كم خوابيدن خود را عادت بده!  

43- آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند!

44- هر كاري را با آگاهي و استادي انجام بده!

45- نا آموخته استادي مكن!

46- با ضعيفان و كودكان سرّ خود را در ميان نگذار!

47- چشم به راه كمك و ياري ديگران مباش!

48- از بدان انتظار مردانگي و نيكي نداشته باش!

49- هيچ كاري را پيش از انديشه و تدبر انجام مده!

50- كار ناكره را كرده خود مدان!

51- كار امروز را به فردا مينداز!

52- با بزرگتر از خود مزاح مكن!

53- با بزرگان سخن طولاني مگو!

54- كاري مكن كه جاهلان با تو جرأت گستاخي پيدا كنند!

55- محتاجان را از مال خود محروم مگردان!

56- دعوا و دشمني گذشته را دوباره زنده مكن!

57- كار خوب ديگران را كار خود نشان مده!

58- مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده!

59- با خويشاوندان قطع خويشاوندي مكن!

60- هيچگاه پاكان و پرهيزكاران را غيبت مكن!

61- خود خواه و متكبر مباش!

62- در حضور ايستادگان منشين!

63- در حضور ديگران دندان پاك مكن!

64- با صداي بلند آب دهان و بيني را پاك مكن!

65- به هنگاه خميازه دست بر دهان خويش بگذار!

66- حالت خستگي را در حضور ديگران ظاهر مكن!

67- در مجالس انگشت در بيني مينداز!

68- كلام جدي را با مزاح آميخته مكن!

69- هيچكس را پيش ديگران خجل و رسوا مكن!

70- با چشم و ابرو با ديگران سخن مگو!

71- سخن گفته شده را تكرار مكن!

72- از شوخي و مزاح خود كمتر كن!

73- از خود و خويشاوندان نزد ديگران تعريف مكن!

74- از پوشيدن لباس و آرايش زنان پرهيز كن!

75- از خواسته هاي نابجاي زن و فرزندان پيروي مكن!

76- حرمت هر كس را در حد خود نگاه دار!

77- در بد كاري با اقوام و دوستان همكاري مكن!

78- از مردگان به نيكي ياد كن!

79- از حضومت و جنگ افروزي جدّا پرهيز كن!

80- با چشم احترام به كار ديگران نگاه كن!

81- نان خود را بر سفره ي ديگران مخور!

82- در هيچ كاري شتاب مكن!

83- براي جمع آوري بيش از حد مال و ثروت حرص مخور!

84- به هنگاه خشم شكيبا باش و سخن سنجيده بگو!

85- از پيش ديگران غذا و ميوه بر مدار!

86- در راه رفتن از بزرگان پيشي مگير!

87- سخن و كلام ديگران را قطع مكن!

88- به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مكن!

89- در حضور مهمان بر كسي خشم مگير!

90- مهمان را به هيچ كاري دستور مده!

91- با ديوانه و مست سخن مگو!

92- براي كسب سود و دوري از زيان آبروي خود را مريز!

93- در كار ديگران كنجكاوي و جاسوسي مكن!

94- در اصلاح ميان مردم هيچ گاه كوتاهي مكن!

95- ادب و تواضع را هيچ گاه فراموش مكن!

96- با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش!

97- بر آرزو ها و خواسته هاي خود غالب باش!

98- خدمتكاري بزرگان و همكاري  با مستمندان را فراموش مكن!

99- با بزرگان با ادب و با كودكان مهربان باش!

100- با دشمنان مدارا كن و در مقابل جاهلان خاموش باش!

101- در مال و مقام ديگران طمع مكن!

102- از رفت و آمد و مال  و مرام و مسلك خويش كمتر بگو!

103- بجز خداوند هيچ كس و هيچ چيز را فرمانروا و فريادرس خويش مشمار!

104- عمر و روزي با حساب و كتاب است، پس مترس و طمع مكن!

105- عمر را براي عمل و عبادت و پاكي و پرهيزكاري غنيمت بدان!

106- اگر بهشت را مي طلبي از فساد و ستم و گردن كشي پرهيز كن!

107- سرچشمه ي زشتي ها را دنيا پرستي و مستي و ناداني بدان!

108- بجز در حق و راستي بندگان خدا را بندگي و فرمانبري مكن!

109- خود را با ستم سلاطين شريك مگردان!

110- دنياي ديگر را به دست فراموشي مسپار!

منبع: www.55a.net   

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
معيار اصولي و متناسب براي ازدواج

معيار اصولي و متناسب براي ازدواج

(کدام معيار براي انتخاب همسر مناسب تر است )


ضرورت چند نکته :

خانواده هر دو نفراز نظر فرهنگي و سنت هاي رايج نزديك به هم باشند.

تا سر حد امكان، تمكن مالي دو خانواده متناسب با يكديگر باشد.

اگر هر دو نفر اهل يك شهر نيستند حداقل در ساير زمينه ها و آداب و رسوم نزديك به هم باشند.

ديدگاه هاي دو خانواده از نظر مذهبي – سياسي  – اجتماعي و معاشرت نزديك به هم باشند.

در خانواده دو طرف پدرسالاري يا مادرسالاري به صورت مطلق وجود نداشته باشد.

تناسب جسمي – شكل – قيافه و اندام هر دو نفر به هم نزديك باشد تا حدي كه تفاوت هاي موجود خيلي چشمگير نباشد.

از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه «به هم بيايند».

از نظر ميزان تحصيلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.

در انتخاب محل سكونت يا محل كار اختلاف سليقه نداشته باشند.

از نظر طرز تفكر و انديشه اجتماعي به هم نزديك باشند.

ديدگاهشان نسبت به زندگي يكسان باشد.

تفاوت هاي شخصيتي و خصوصيت هاي رفتاري فاحشي نداشته باشند.

تا آنجا كه مقدور است بهره هوشي آنها نزديك به هم باشد.

داراي ديدگاه هاي سياسي گرايش هاي اعتقادي و افق هاي فكري نزديك به هم باشند.

هر دو نفر استقلال رأي داشته باشند؛ يعني شخصاً در امور زندگي تصميم بگيرند نه با دهن بيني و تقليد از ديگران.

از نظر تفكرات مذهبي در دو قطب مخالف هم نباشند كه اين مورد بسيار مسئله ساز است.

داشتن اختلافاتي در موارد اشاره شده گرچه زندگي را سخت مي كند و امكان تفاهم را به حداقل مي رساند ولي به شرطي كه طرفين اهل تغيير، رشد، تكامل و پيشرفت باشند، همزيستي را غير ممكن نمي سازد.

كساني كه در زندگاني خويش درجا مي زنند و به فكر پيشرفت نبوده و اهل تغيير و تحول نيستند بايد سعي كنند گرد همسري كه با او اختلافات طبقاتي و فرهنگي زيادي دارند نگردند. آموخته هاي طول زندگي را مي توان تغيير داد زيرا همه آنها اكتسابي هستند و كافي است غلط بودنش به فرد ثابت شود تا ميل به تغيير آنها فزوني يابد ولي عوامل روان شناختي و ساختاري شخصيت افراد را به سختي مي توان تغيير داد.

تغيير اين گونه عوامل و مواردي كه در شخصيت آدمهاست در صورتي حاصل مي شود كه هر دو طرف قبول كنند وجود تفاوت هاي فاحش مسئله ساز است، پس شخص بايد تغيير كند.

اين تغييرات نياز به طول زمان، آموزش علمي، خواستن و به كاربردن تمرينات لازم دارد. تنها «خواستن» كافي نيست؛ گذشت آگاهانه در زندگي و پاكسازي ذهن از تعصبات، نقش اساسي در تفاهم و سازندگي دارد.

اين همه تلاش زماني ثمربخش است كه عشق  و علاقه در ميان باشد. عشق و علاقه زمينه ساز گذشت مي شود و نقش مؤثري در ميل به تغيير آدمي بازي مي كنند. اگر اينها نباشند هيچ كس براي هدفي اين چنين سخت تلاش نمي كند و اگر مهر و محبت باشد و سازندگي هم در پي آن بيايد، آن وقت زندگي معناي واقعي اش را پيدا مي كند و اين مهم نيز ميسر نيست مگر به لطف فداكاري هر دو طرف؛ كه تغيير در يك طرف هرگز كافي نبوده و نيست .


روش هاي مطالعه براي انتخاب همسر

روش هاي مطالعه براي انتخاب همسر به دو گروه تقسيم شده است :

الف : روش هاي غيرمستقيم

در ابتدا براي شناخت فرد مورد نظر بايد از افرادي كه با وي در تماس هستند اطلاعات لازم كسب شود .

منابع كسب اطلاع به روش غيرمستقيم عبارت اند از:

1- همسايگان

2- خويشاوندان و دوستان خانواده

3- همكاران پدر و مادر و ساير اقوام

4- محل تحصيل و شغل

5- همكلاس ها و…

معمولاً كسي كه مي خواهد ازدواج كند بايد در اطراف و جوانب به تفحص و جستجو بپردازد و درباره خانواده و همكاران، همكلاسي ها و دوستان فرد تحقيق و بررسي كند و از بين افراد ذي صلاح براي تكميل اطلاعات خود اقدام كند.

براي انتخاب بايد در زمينه هاي اجتماعي – فرهنگي  – تحصيلات  – وضعيت مالي  – اخلاق  و سن  و شغل  اطلاعات لازم كسب شود و فرد از نظر تطبيق وضعيت طرف مقابل با شرايط خودش بررسي هاي كافي به عمل آورد.


ب : روش هاي مستقيم

دين اسلام بررسي هاي مستقيم زن و مرد را در صورتي كه قصد ازدواج داشته باشند مجاز دانسته است. پيغمبر اكرم (ص): در حديثي فرموده اند: «وقتي خداوند خواستگاري زني را به دل كسي انداخته باشد مانعي نيست كه او را بنگرد».

با توجه به مطالب فوق مطالعه حضوري از نظر ديدن و كسب اطلاعات قبل از ازدواج  (اگر هدف ازدواج باشد، نه كسب لذت) مانعي ندارد.

منابع

- مشاوره ازدواج و خانواده، تأليف سيد مهدي حسيني

- جوانان و ازدواج (روان شناسي رفتار زوج هاي جوان)، تأليف ا. كيهان نيا

- زناشويي راز خوشبختي، تأليف دكتر كاظمي خلخالي

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
وظيفه و نقش پدر
وظيفه و نقش پدر

پدر مسئول دادن آگاهي هاي لازم و پرورش فرهنگي فرزندان است. از نظر كودك اوست كه همه چيز را مي داند ، به همه ي سؤالات پاسخ مي گويد . از هر واقعه اي ، در هرجا كه اتفاق افتد خبر دارد، آينده و گذشته را اوست كه بايد خبردهد ، و بالاخره اوست كه دريچه اي از اطلاعات را به روي كودك مي گشايد.

شايد تصور كودك از پدر اغراق آميز باشد ولي در كل اين نكته درست است كه افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربي هستند كه كودكان فاقد آنند و اگر آنها از كودك مضايقه نمايند از موقعيت شايسته و مناسبي محروم مي گردند. پدر در اين رابطه متعهد انجام نقشي است كه ديگران از آن عاجزند.

پدر از يك ديد ، معلم خانواده ،  رهبر و قانون  دان است . از طريق  پدر است كه كودك به گفته خواجه نصيرطوسي از تدبير و كمالات نفساني ، چون آداب وفرهنگ ، هنر وصناعات وعلوم و طريق زندگي كه اسباب بقاء و كمال نفس او هستند  برخوردار مي شود.

اين خطاست كه تصور شود نقش فرهنگي فقط به عهده مدرسه است، زيرا پايه هاي صحيح علم و اطلاع را پدر درخانواده مي گذارد و اوست كه فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سليقه و جهت دادن آنها ياري مي كند. پدر ممكن است بسياري از آنچه را كه خود مي داند به فرزند خويش منتقل نمايد و بسياري از مسائل مورد نياز و مشكلات  و معماهاي او را حل كند و از اين ديد وضع راهنمايي را براي  كودك  ايفا كند و راهي براي زندگي او عرضه نمايد .

 

اهميت پدر در جنبه الگويي

كودك در مسير رشد از افراد بسياري اثر مي پذيرد و تحت تأثير ديده ها و شنيده هاي بسياري است. همه ي آنهايي كه اطراف او هستند و به نحوي در او اثر دارند مدل و الگوي كودكند . اما پدر از همه ي آنها مهمتر و مؤثرتر است و اين اهميت و تأثير تا سنين نوجواني همچنان بر جاي خويش است .

رفتار پدر در سنين خردسالي فرزند براي او همه چيز است : درس ، اخلاق ، تربيت ، سازندگي يا ويرانگري. طفل همه چيز را از او كسب مي كند: محبت ، شفقت ، وفاداري ، خلوص و صفا ، رشادت و شهامت ، ادب و تواضع ، عزت نفس ، سجاياي اخلاقي ، درستكاري ، پشتكار ، سربلندي ، شرافت ، صداقت و...

اين امر آن چنان از نظر روانشناسان تربيتي گسترش دارد كه برخي از آنها رفتار فرزندان را انعكاسي از رفتار پدران دانسته اند و گفته اند : تو اول كودك خود را به من بنماي تا بگويم تو كه هستي . نحوه استدلال پدر، به كارگيري وسايل و ابزار، كينه توزي و خود خواهي او و... همه در كودك مؤثر است .

بر اين اساس پدران در برابر رفتار شخصي خود مسئولند. و با افكار و رفتارشان كودك را جهت مي دهند ، و موجبات رشد و يا سقوط شخصيت فرزندان را فراهم مي آورند.

 

شرط اثر گذاري پدر

شرايط اثرگذاري پدر در كودك اين است كه پدر در خانه باشد و در حضور كودك باشد  ، همدم و همبازي او باشد ، به او محبت كند ، از نظر كودك عادل باشد ، در برخوردها هيچگونه تبعيضي نداشته باشد تا به نظر كودك كسي آيد كه به رفع نيازهاي او اقدام مي كند و در كل ، او پدر را دوست داشته باشد.

فرزند در چنين شرايطي است كه از پدر الگو مي گيرد و مي كوشد كردار و رفتارش را با او موافق سازد . در غير اين صورت  ممكن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگيرد ولي چنين جنبه الگويي هرگز پايدار نيست . طفل جبراً راه  و روش پدر را تكرار مي كند. ولي دردل هرگز عشقي نسبت به او احساس نخواهد كرد و هرگز نخواهد انديشيد كه چون او باشد و حركات و رفتارش را براساس خواسته او شكل بدهد. طبيعي است هرگونه  تلاش و اقدامي كه دراين راه به عمل آيد بي ثمر خواهد بود.

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
وصيت‌ امام‌ علي‌ (ع)بـه‌ فرزندش‌ امام‌ حسن‌(ع)
آنچـه‌ ميخوانيد وصيت‌ امام‌ علي‌ (ع)بـه‌ فرزندش‌ امام‌ حسن‌(ع)است‌ كـه‌ پـس‌ از بـازگشـت‌ از صفـيـن‌ در قـريـه‌ "حـاضـريـن‌" نـوشـت‌. وصيتي‌ و سفارشي‌ كـه‌ بـه‌ همـه‌ فرزندان‌ اسلام‌ وعموم‌ مومنـان‌ است‌.

" فرزندم‌ اين‌ نامـه‌از پدريست‌ كـه‌ گرمي‌ آفتـاب‌ زندگيش‌ بـه‌ سردي‌ و غروب‌ مينشيند.معترف‌ به‌ مصائب‌ توانسوز روزگار است‌ و سال‌ و ماه‌ و ساعات‌ از او روي‌ برتافته‌اند،و هر دم‌ بمرگ‌ نزديك‌ ميشود. پدري‌ كه‌
بـه‌ پيشامدهـاي‌ اين‌ اين‌ جهـان‌ نـاپـايدار و بي‌ مقدار ،سر فرود آورده‌ و در خـانـه‌ مردگـان‌ سكني‌ خـواهد گزيدو فردا بعزم‌ سفـري جاودانه‌ از اين‌ گيتي‌ كوچ‌ خواهد كرد. چنين‌ پدري‌ بـه‌ فـرزند جـوانش‌ ـ كـه‌ آرزومند چيزي‌ است‌ كه‌ آنـرا نميـابد ـ سخن‌ ميگـويد فـرزندي‌ كـه‌ ـ بهـر حـال‌ مـانند تمـام‌ موجودات‌ ـ هلاك‌ خواهد شد وآماج‌ تيرهاي‌ بلا و هدف‌ درد ها ورنجهـا و گروگان‌ مصائب‌ سخت‌ روزگـار غدار است‌.موجودي‌ كـه‌ خدنگهـاي‌ زهرآگين‌ و تلخ‌ را نشانـه‌ است‌ و بـه‌ اضط‌رار اسير چنين‌ ناگواريهـاي نـاپـايدار است‌.سـوداگر سراي‌ فريب‌ و فسـاد و وامدار مـرگهـا و نابودي‌ ها،هم‌ پيمان‌ و آميخته‌ با غمها و قرين‌ و جليس‌ با محنتها نـشــانــه‌ و هـدف‌ افـتهــا و شهـيـد هــوي‌ و هــوس‌ ديگـران‌ و سرانجام‌...جانشين‌ مردگان‌ است‌.

اينك‌ پس‌ از ثنا و ستايش‌ پـاك‌ آفريدگـار و درود فراوان‌ بر رسول‌ خدا، پسرم‌ تو بدان‌: من‌ آن‌ هنگام‌ در چيزي‌ كه‌ برايم‌ اشكار گرديده مينگرم‌ .چـون‌ ميبينم‌ جهـان‌ از من‌ روي‌ ميگيرد و روزگـار بـا من‌ به سركشي‌ ميگرايد و آخرت‌ از من‌ استقبال‌ ميكند،احساس‌ ميكنم‌ كه‌ هر چيز ديگر از يادم‌ ميرود و جز بكار خويش‌ بچيزي‌ رغبت‌ ندارم‌. امّا لحظ‌ـه‌ اي‌ كـه‌ فـارغ‌ از ديگران‌ غم‌ خويش‌ ميخورم‌ و هوس‌ مرا آسوده‌
ميگذارد حقيقت‌ در برابرم‌ رخ‌ مينمـايد و جلـوه‌ گـر ميشـود. چنين‌ كيفيتي‌ است‌ كه‌ مرا بكوشش‌ و تلاش‌ واميدارد،كـه‌ بي‌ ترديد بازيچـه‌ نيست‌ و از آميختگي‌ بدروغ‌ و ريا، فرسنگها بدور است‌.  
نيك‌ كه‌ مينگرم‌ تو را جزيي‌ از خود مـيابم‌ـ نـه‌ خط‌اگفتم‌ ـ بلكـه‌ تو همـه‌ وجود مني‌ و چنان‌ آميختـه‌ با مني‌ كـه‌ اگر چيزي‌ بتو روي‌ آورد،درست‌ مانند انست‌ كـه‌ بمن‌ روي‌ آورده‌ است‌.از اينرو اگر مرگ‌ تو را فراگيرد، چنان‌ است‌ كـه‌ مرا گرفتـه‌ . بدين‌ سبب‌ كار تو مرا در اندوه‌ افكنده‌،بدانگونـه‌ كـه‌ كـار خودم‌ مرا بـه‌ غم‌ و افسـوس‌ ميكشاند.بنابراين‌ وصيت‌ خويش‌ را بر تو نوشتم‌ در حـالي‌ كـه‌ خواه‌ براي‌ تو بمـانم‌ يـا بميرم‌ از اجراي‌ آن‌ بدست‌ تو دل‌ قـوي‌ دارم‌ و مط‌مئن‌ هستم‌.

پسـرم‌ تـو را بپـرهيـزگـاري‌ و تـرس‌ از عقـوبت‌ خدا و متـابعت‌ و فرمـانبرداري‌ از آفريدگـار وصيت‌ وسفـارش‌ ميكنم‌ . ويرانـه‌ دل‌ را بنور تابناكش‌ آباد گردان‌، در رشته‌ مهر با او ببندگي‌ و دلسپاري‌ چنگ‌ بـزن‌.زيـرا هيچ‌ رشتـه‌ و پيـوندي‌ استـوار تـر ازپيـوستگي‌ و همبستگي‌ با ذات‌ لايزال‌ كردگار متعال‌ نيست‌.
دل‌ بـه‌ حكمت‌ و مـوعظ‌ت‌ شـاد وپـاك‌ بگردان‌ وبـا يـاد مرگ‌ در زهد وپارسايي‌ بكوش‌و نرم‌ رفتار ونيك‌ گفتار باش‌ .پيوسته‌ بيقين‌ ايمان‌ خويش‌ را قوي‌ كن‌ و تقدير مرگ‌ را بخود بقبولان‌ و نفس‌ خـود را بـه‌ اعتراف‌ در ناپايداري‌ دنيا وادار سـاز.آلام‌ و آزار و مصـائب‌ سخت روزگار را بـه‌ او بنمـايـان‌ ،و زشتي‌ دهر و نـا ملايمـات‌ روزهـا را نكـتــه‌ بــه‌ نكـتــه‌ بـرايـش‌ بـرخـوان‌ و اورا بـتـرسـان‌ .
با دفتر زندگي‌ گذشتگان‌ اورا آشنـا سـاز و حوادث‌ و رويدادهـايي‌ را كـه‌ بر آنهـا گذشتـه‌ است‌ براي‌ او بـاز گو. نفس‌ خـويش‌ را در بارگاه‌ هاي‌ ويران‌ سفر ده‌ و بگذار آثـار آنهمـه‌ قدرت‌ و عظ‌مت‌ را نيك‌ بنگرد ودريابد كـه‌ از كجا تـا بكجـا رسيده‌اند و چگونـه‌ از دوستان‌ جدا شده‌ اند ودر سراهاي‌ تنگ‌ و تـاريك‌ مـانده‌اند.در اين‌ موقع‌ بخويش‌ فكر كن‌ كـه‌ دير يا زود تو نيز همچون‌ يكي‌ از تن‌ هاي‌ تنهاي‌ آنها خواهي‌ بود.
" پسر, خانـه‌ ايمان‌ و آرامگاه‌ خويش‌ سامان‌ ده‌ و جهان‌ جـاودان‌ را بسراي‌ نـا پـايدار مفروش‌. سخني‌ كـه‌ نيك‌ نميداني‌ مگو و پيرامون آنچـه‌ مـربـوط‌ بتـو نـيست‌ گفتگـو مكـن‌. در هـر راهـي‌ كـه‌ گـام‌ مـينهي‌ ، مبـادا به گمـراهي‌ بـرسي‌.زيـرا در گمـراهي‌ و سـرگـرداني‌ خويشتن‌ داري‌ بسي‌ بهتر از انجام‌ كاري‌ است‌ كه‌ سرانجامش‌ هراس‌ است‌ و نگونباري‌. مروج‌ نيكوكاري‌ باش‌ تـا خود از نيكو كـاران‌ گردي‌ .
پيوستـه‌ با دست‌ و زبان‌ نيكان‌ رابـه‌ كـارهـاي‌ پسنديده‌ تشويق‌ كن‌ و از كردار نكوهيده‌ باز دار، وهر چند كـه‌ ميتواني‌، با بدكـاران‌ و پليد فكران‌ مياميز واز آنها دوري‌ گزين‌.  در راه‌ خدا جهاد كن‌ چنان‌ جنگ‌ وجهادي‌ كه‌ شايسته‌ قدر اوست‌.هر جا ودر هر موقعيتي‌ هر چند كه‌ سختي‌ كشي‌ و به رنج‌ افتي، براي‌ حق‌ و عدالت‌ قيـام‌ كن‌.در كـار دين‌ پيوستـه‌ دانشجو بـاش‌ و خـويشتن‌ را بناملايمات‌ عادت‌ ده‌. صبور بودن‌ در راه‌ حق‌،نيكخويي‌ است‌.  در همـه‌ كارهـا بكردگـار خويش‌ توكل‌ كن‌ زيرا تو بـه‌ پنـاهگـاهي‌ استوار و نيرومند روي‌ آورده‌اي‌. آنگاه‌ كـه‌ دست‌ نيـاز بسوي‌ خداي‌ آوري‌، با همـه‌ دل‌ و جان‌ نيازمند باش‌. زيرا وجود و كرم‌ تنها از خداست‌. در كارها بسيـار از او ط‌لب‌ خير و نيكي‌ كن‌، و در وصيت‌ و سفارش‌ من‌ انديشه‌ بكار بند وچيزي‌ را از ياد مبر. زيرا نيكوترين‌ گفتار سخني‌است‌ كـه‌ شنونده‌ را سودي‌ سرشار و بهره‌اي‌ بيشمار بخشد, سخن‌ پاك‌ و نيك‌ آن‌ نيست‌ كـه‌ بهره‌اي‌ نرسـاند و آموختن‌ دانشي‌ كـه‌ پسنديده‌ نيست‌ بي‌ تـرديد علم‌ و عملش‌ هم‌ سـودمند نخـواهـد بـود. فرزندم‌! به خود مينگرم‌ كه‌ خرد سالي‌ و جواني‌ بـه‌ پيري‌ و سالخوردگي‌ رسـانيده‌ام‌ و سستي‌ و نـاتواني‌ در وجودم‌ خـانـه‌ كرده‌، از اينرو در وصيت‌ بتو شتافتم‌. ديدم‌ در آن‌ حكمت‌ و عبرتي‌ است‌. بيم‌ داشتم‌ كه‌
مبادا مرگم‌ فرا رسد، و آنچه‌ در خاط‌رم‌ ميگذرد بتو نرسانده‌ باشم‌ و يا همانگونه‌ كه‌ تنم‌ را ضعف‌ و سستي‌ فرا ميگيرد، انديشـه‌ام‌ نيز سستي‌ پذيرد و سخنان‌ بسياري‌ ناگفتـه‌ ماند.ترسيدم‌ كـه‌ مبادا پيش‌ از آنكـه‌ وصـايـايم‌ را بشنوي‌ هـوس‌ بر تـو چيره‌ گردد و فتنـه‌ و آشوبهـاي‌ دنيـا همچـون‌ اشتري‌ مست‌ و سركش‌، تـو را بعصيـان‌ كشد.
دل‌ جوان‌ همچون‌ زمين‌ بكر و خاك‌ پاك‌ است‌. هر دانـه‌ اي‌ كـه‌ در آن‌ افتد نشو و نما يابد. از اينرو پيش‌ از آنكـه‌ خاك‌ دلت‌ ناپـاك‌ و سخت‌ شـود، و عقل‌ و خردت‌ اسيـر هـوس‌ گـردد در تـربيتت‌ كـوشيدم‌.
من‌ با دانش‌ خويش‌ بسوي‌ تو شتافتم‌ تا اينكه‌ تو نيز در درك‌ حقايق‌ بشتابي‌ و درست‌ بدانسان‌ كـه‌ آزمودگان‌ و تجربـه‌ ديدگـان‌ ، كيفيت‌ كار خود را ميشناسند، تو نيز بكـار خويش‌ آگـاه‌ گردي‌. اگر چنين‌ كني‌ ، بي‌ نياز از رنج‌ و معاف‌ از آزمون‌ و تجربه‌ خواهي‌ شد. آنچه‌ ما از دانش‌ و معرفت‌ و ايمـان‌ كسب‌ نموده‌ايم‌ تو نيز همـانهـا را بدست‌ آر چـه‌ بسيار چيزهايي‌ كـه‌ بر مـا پوشيده‌ بود بر تو عيـان‌ گردد. " فـرزنـدم‌! اگـر چـه‌ عـمـر من‌ هـمچـون‌ كسـاني‌ كـه‌ پـيش‌ از مـن‌ بـودند درازنبود، اما با همـان‌ مهلت‌ كوتـاه‌، بديده‌ كـاوشگري‌ در كارشان‌ نگريستم‌ و در چندو چون‌ كار و اخبار و سرگذشت‌ زندگيشـان‌
انديشه‌ كردم‌ و در احوال‌ و اوضاع‌ بازماندگانشان‌، مط‌العـه‌ نمودم‌ و چنان‌ در اين‌ بحر مستغرق‌ بودم‌ كه‌ دريافتم‌ خودم‌ هم‌ يكي‌ از آنها هستم‌ بلكـه‌ ـ فراتر از اين‌ ـ در سير تاريخ‌ و چگونگي‌ زندگيشـان‌ چنان‌ با آنها اميختم‌ ، كـه‌ احسـاس‌ كردم‌ بـا اولين‌ و آخرينشـان‌ زندگي‌ كرده‌ام‌! آنگاه‌ پـاكي‌ دنيـا را از نـاپـاكيش‌ و سودش‌ را از خسرانش‌ باز شناختم‌. اينك‌ از هر كاري‌، نيك‌ و پسنديده‌ و گزيـده‌اش‌ را براي‌ تـو انتخـاب‌ نمـوده‌ و مجهـول‌ ونـاپسندش‌ را از تـو دور سـاختم‌. آنچـه‌ پدري‌ مشفق‌ و مهـربـان‌ در حق‌ فـرزندش‌ روا و سـزا ميداند ، در حق‌ تو كردم‌ و گفتم‌. و در اين‌ سخن‌ اراده‌ نمـودم‌ كـه‌ تو را حكمت‌ و ادب‌ آموزم‌، تا در اين‌ عنفوان‌ جواني‌ و روزگار شاد كامي‌،تربيت‌ يافته‌ و پند آموخته‌ شوي‌ و اراده‌ات‌ بهـر كاري‌، پاك‌ و كردارت‌ راست‌ باشد. بـراي‌ ادب‌ آمـوزي‌ و حكمت‌ اندوزي‌ ، از كتـاب‌ خداوند مهـربـان ، ابتداي‌ سخن‌ ميكنم‌. كتـابي‌ و شريعتي‌ كـه‌ فـرامين‌ و احكـام‌ حلال و حرام‌ را بما اموخته‌ و تجاوز و تخطي‌ از آنها را نكوهش‌ فرموده‌ و ناپسند دانسته‌ است‌. بيم‌ از آن‌ داشتم‌ كـه‌ مبادا همانگونـه‌ كـه‌ مردم‌ در عقايد و احكام‌ ، از هوسها و انديشـه‌ هاي‌ اشتباه‌ خويش‌ متابعت‌ نمودند، تو نيز مانند آنان‌ بلغزش‌ و خطا افتي‌. از اينرو آگاه‌ كردنت‌ بر آن‌ امور نزد من‌ سزاوارتر از آن‌ بود كه‌ تو را در كار خويش‌ رها كنم‌ و دل‌ از هلاك‌ تو آسوده‌ سـازم‌. بر اين‌ اميد كـه‌ آفريدگار منان‌ تو را در انجـام‌ اين‌ وظ‌ـايف‌ پـاك‌ و مقدس‌، توفيق‌ دهد و بسوي‌ مقصد نيك‌ هدايت‌ فرمايد.

اكنون‌ سفارش‌ و توصيه‌ من‌ با تو چنين‌ است‌:

فرزندم‌ نيكو ترين‌ چيزي‌ كـه‌ دوست‌ دارم‌ تو از وصيتم‌ بجـاي‌ آوري‌، پرهيز و ترس‌ از خداست‌. به‌ آنچه‌ آفريدگاربرتو لازم‌ و واجب‌ شمرده‌ اكتفا كن‌ و قدم‌ براهي‌ گذار كه‌ نيكان‌ و گذشتگان‌ و پدر و مادر و  خـانواده‌ات‌ در آن‌ ط‌ريق‌ گـام‌ نهـاده‌اند. زيرا آنـان‌ خويشتندار و پرهيزكار و دانـا بوده‌، و در اينراه ‌چيزي‌ را فروگذار ننموده‌اند.
همـانگونـه‌ كـه‌ تـو مي‌ انديشي‌ و مينگري‌ آنهـا نيز فكر كردند و ديدنـد،تـا اينكـه‌ سـرانجـام‌ اين‌ دو كـار اين‌ بـود كـه‌ بغـايت‌ خويشتنداري‌ و نهايت‌ انجام‌ تكليف‌ و وظ‌يفه‌ خود رسيدند. پس‌ اگر نفس‌ تو از ط‌ريق‌ آنان‌ سربـاز زد و نخواست‌ همـانسـان‌ كـه‌ آنـان‌ انديشيدند و ديدند، بنگـرد و بينـديشـد و در اين‌ دو يقين‌ كند، تو او را بـه‌ متـابعت‌ مجبور كن‌ وخواهـان‌ همين‌ روش‌ پسنديده‌ باش‌. البتـه‌ با تحصيل‌ و تعليم‌ و دانايي‌ ،آنرا بط‌لب‌ و در سخنان‌ در هم‌ و شبهـه‌ آميز خود را رهـا مسـاز،تـا نـاگزير بمشـاجره‌ و منازعه‌ شوي‌ و پيش‌ از انكـه‌ پا بر اين‌ راه‌ گذاري‌ ، از پروردگار ياري‌ بخواه‌ و براي‌ كسب‌ موفقيت‌ و اجتناب‌ از هر بدي‌ وياسخني‌ كـه‌ بـه‌ باط‌ل‌ آميختـه‌ باشدو يا بضلالت‌ گمراهيت‌ كشاند،تنهـا بخداوند مهربان‌ پناه‌ ببر و رو بسوي‌ او آور. آنگـاه‌ پس‌ از اينكـه‌ مط‌مئن‌ شدي‌ كـه‌ دلت‌ صـاف‌ و پـاك‌ گشتـه‌،و فروتن‌ و فـرمـانبـردار شده‌، و تمركز فكر وانديشـه‌ يـافتـه‌ اي‌ و مقصدت‌ تنهـا در اين‌ راهست‌ در آنچه‌ من‌ بتو
سفارش‌ و توصيه‌ ميكنم‌، بدقت‌ انديشـه‌ كن‌. اما اگر آنچـه‌ را كـه‌ خـواهـاني‌، از تمركز فكـر و پـاكي‌ دل‌ از پليدي‌ هـابدست‌ نيـاوردي‌، بـدان‌ كـه‌ در اين‌ حـال‌ بكـور اشتـري‌ ميمـاني‌ كـه‌ در ورط‌ـه‌ هاي‌ وهمناك‌ و دره‌ هاي‌ تنگ‌ و تـاريك‌ فروافتـاده‌ است‌. چنين‌ كسي‌ كه‌ براه‌ اشتباه‌ رود و خط‌ا كند،هرگزخواهان‌ دين‌ و آيين‌ نيست‌و شبهات‌ را با يقين‌ مياميزد. براي‌ چنين‌ كسي‌ دست‌ برداشتن‌ و درنگ‌ كردن‌ در راه‌ خود بصلاح‌ نزديك‌ تر است‌.

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 
چگونه اعتماد به نفس نوجوانان را بالا ببریم .

چگونه اعتماد به نفس نوجوانان را بالا ببریم .

 

اتفافی که برای همه پدرها و مادرها می افتد این است که روزی چشم باز می کنند می بینند که کودکشان دیگر کودک نیست ، لحظه غریبی است هم غرورآفرین است و هم آغاز دلواپسی . زیرا والدین دوران طفولیت و کودکی فرزندانشان را دوست دارند ، اما دوران نوجوانی آنها را روزگاری سخت و دشوار می دانند زیرا نوجوانان در این سن دوست دارند به تنهایی با مشکلاتشان و با جامعه رویرو شوند ، آنها می خواهند خود تجربه کنند و بیاموزند اما والدین ، نگران از خطرات احتمالی نمی توانند قبول کنند که او را تنها رها کنند و این مسئله اصلی ترین تضاد را بین والدین و نوجوانان ایجاد می کند و معمولا این تعارضات چون در مسیر صحیح هدایت نمی شود ، بیشتر اوج گرفته و اغلب به یاس و ناامیدی آنان می انجامد ، چون آنها فکر می کنند نمی توانند مطابق استاندارهای والدینشان رفتار کنند .

آنچه پدرها و مادرها باید بدانند :

انسانها همه دارای نقاط قوت و ضعف هستند ، انتظار نمی رود که آنچه پدرها و مادرها دارند فرزندان هم همان تواناییها را داشته باشند ، آنها افرادی متفاوت با ما هستند بنابراین نباید از آنها انتظار داشته باشیم در حد معیار ها و توقعات ما خود را نشان دهند

نصیحت کردن ، تهدید و دعوا ، خواهش و بیان آرزوها ، غرغر کردن و قدرت نمایی روشهای مناسبی برای بهبود عملکرد نوجوانان به شما نمی رود . اگر در مقابل نوجوانتان قصد پیروزی داشته باشید هیچ کمکی به او نخواهید کرد . اما اگر واقعا قصدتان کمک کردن به او در رسیدن به موفقیت است می بایست به روشهای ذیل او را تشویق کنید تا موجب تقویت اعتماد به نفس وی گردد :

-         به او اعتماد کنید و بگذارید تواناییهایش را ثابت کند .

-         پیشرفتهای او را هر چند ناچیز باشند ،‌ بزرگ بشمارید و از او قدردانی کنید .

-         بجای بحث درباره اشتباهات وی ، نقاط قوت او را به بحث گذاشته و به آنها توجه کنید .

-         او را با دیگران مقایسه نکنید و او را همانطور که هست دوست بدارید و به او احترام بگذارید .

-         علائق او را در نظر بگیرید و بدلیل سطحی یا دور از دسترس بودن آرزوهایش با وی مخالفت نکنید .

-         در برابر او تظاهر به دانایی بیش از اندازه نکنید و قبول داشته باشید شما هم می توانید مثل دیگران اشتباه کنید .

-         در پایان به یاد داشته باشید اساس یک رابطه خوب با نوجوان که به عزت نفس وی کمک می کند بر اساس برابری و احترام متقابل استوار است .

| +| نوشته شده در   توسط عابدینیان  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
www.iroweb.com

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes